تبليغاتX
اینجا منم ..!

اینجا منم ..!

ولگردی در کوچه ها

قمپز

قمپز (در اصل قپوز) نام توپی است که عثمانی‌ها در سلسله جنگ‌هایی که با ایران داشته‌اند مورد استفاده قرار می‌دادند.
 

این توپ اثر تخریبی نداشت چرا که در آن از گلوله استفاده نمی‌شد و فقط از باروت و پارچه‌های کهنه که با فشار درون لوله توپ جای می‌دادند تشکیل شده بود.

هدف از استفاده آن ایجاد رعب و وحشت در بین سپاهیان و ستوران بوده است.

در جنگ‌های اولیه بین ایران و عثمانی، این توپ نقش اساسی در تضعیف روحیه سربازان ایرانی داشت ولی بعدها که دست آنها رو شد، دیگر فاقد اثر اولیه بود و هر گاه صدای دلخراش این توپ به صدا در می‌آمد، سپاهیان می‌گفتند:

"نترسید، قمپز در کردند!"

ببینم شما هم تا حالا قمپز در کرده‌اید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 20:32  توسط Bi3da  | 

قمپز

قمپز (در اصل قپوز) نام توپی است که عثمانی‌ها در سلسله جنگ‌هایی که با ایران داشته‌اند مورد استفاده قرار می‌دادند.
 

این توپ اثر تخریبی نداشت چرا که در آن از گلوله استفاده نمی‌شد و فقط از باروت و پارچه‌های کهنه که با فشار درون لوله توپ جای می‌دادند تشکیل شده بود.

هدف از استفاده آن ایجاد رعب و وحشت در بین سپاهیان و ستوران بوده است.

در جنگ‌های اولیه بین ایران و عثمانی، این توپ نقش اساسی در تضعیف روحیه سربازان ایرانی داشت ولی بعدها که دست آنها رو شد، دیگر فاقد اثر اولیه بود و هر گاه صدای دلخراش این توپ به صدا در می‌آمد، سپاهیان می‌گفتند:

"نترسید، قمپز در کردند!"

ببینم شما هم تا حالا قمپز در کرده‌اید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 20:31  توسط Bi3da  | 

ساعت زمين

به گزارش فارنت امسال نیز همچون سال‌های گذشته مراسم ساعت زمین در ساعت 20:30 دقیقه شنبه 26 مارس برابر با ششم فروردین ماه در سراسر جهان برگزار شد.
 

برتری اصلی مراسم امسال برای ایرانیان را باید در این نکته دانست که برج میلاد تهران برای اولین بار به نمایندگی از دوستداران محیط زیست در ایران در پنجمین سال این طرح شرکت کرد و یک ساعت در خاموشی به‌سر برد.

فرانکفورت

در این طرح مردم در سراسر جهان با خاموش کردن چراغ‌ خانه‌ و محل کار خود به مدت 60 دقیقه و در ساعت 20 و 30 به وقت محلی، اراده خود برای تغییر آنچه که در دنیا برای تخریب محیط زیست می‌گذرد، نشان می‌دهند.

اترخت_هلند

مصر

اولین برنامه جهانی ساعت زمین، سال 2007 در استرالیا برگزار شد که در آن سال تنها دو میلیون و 200 هزار نفر عضو عادی و دو هزار عضو سازمانی داشت اما این تعداد تا سال 2009 به میلیون‌ها نفر از چهار هزار شهر در 88 کشور رسید و تعداد شرکت‌کنندگان در آن تا سال 2010 به 128 کشور از سراسر دنیا رسید.

تایپه

مسکو

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 20:29  توسط Bi3da  | 

نوشتم تا نوشته باشم

 امروز فرشا رو شستيم...

 ديروز هم كل اتاقم! رو تميز كردم....

يه حس عجيبي تو قلبم انگار تازه اومده حس عجيبي كه ....

اه... آه.. اَه.. الان هيچ كاري ندارم كه انجام بدم... نه كه كاري نباشه!!! ولي كار مهمي ندارم...

ديروز كه اتاقم رو تميز مي كردم نوشته هايي كه خيلي وقت پيش مثلا ماله پارسال پيرار سال يا چند ماه پيش رو ميخوندم و واقعا خاطرات برام تداعي شد خيلي خوشحال شدم از اينكه اين ها رو نوشته بودم...

و افسوس خوردم كه اي كاش همه چيز رو هر روز مي نوشتم آخه من از اونا نيستم كه تقويم داشته باشم و هر روزم رو توش شرح بدم و كلا آدمي ام كه از نوشتن زياد لذت نمي برم ولي وقتي دلم ميگيره يا خيلي پر ميشه دلم ميخواد بنويسم فك ميكنم اينطوري خالي ميشم...

و خوب خيلي هم تاثير داره و اينطوري كمتر حرص ميخورم يا بخوام بهتر بگم عصبانيتم رو به شكل كاملا +اي بروز ميدم و نه خودم و نه ديگران آسيب ميبينن!!

دلم ميخواد يه كار فوق العاده كنم من آدم خرخوني نيستم ولي خداييش دلم واسه درس خوندن تنگ شده!!!

يه جورايي ديگه دوس ندارم فيلم ببينم آخه دلم ميگيره!!! از خودم ميپرسم چرا بايد الان اينجا باشم...

خوب من ديگه بايد برم فعلا...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 20:59  توسط Bi3da  | 

اسباب كشي 1

 داريم اسباب كشي ميكنيم... يعني داريم ميريم خونه پايين خوب اين هم نوعي اسباب كشيه مگه نه؟؟ وقتي بريم پايين قراره اتاق من جدا باشه خوب چون سال ديگه پيش دانشگاهي (چهارم دبيرستان) ميرم...

چيزي كه منو نگران مي كنه اينه كه تا قبل از آغاز سال جديد اسباب كشي تموم نشه...

آخه ... بزارين از اولش بگم...

من يعني ما همكلاسي ها تصميم گرفتيم از سه شنبه مدرسه نريم يعني من ديروز مدرسه نرفتم البته اين جور كه از بچه هاي + و قانونمند كلاس پرسيدم فقط ۶ نفر رفته بودن.... خوب همون جور كه مستحضر هستين چند روزي يعني بدون احتساب هفته اي كه مثه چي واسه مسابقات آزمايشگاه شيمي خوندم كه خوب نتيجه هم داد و دوم شدم و واسه مرحله بعد انتخاب شدم يه ماهه كه لاي هيچ كتابي رو وا نكردم...

و عذاب وجدان خودم رو با اين جمله كه اسباب كشي داريم فرو كش كردم.....

ولي يه ماه خيلي زياده نيست؟

يه ماه تنبلي ...! يه ماه استراحت!!

تو اين يه ماه كه درس نخوندم ۱هفته ي اولش خسته بودم ۱ هفته ي بعد آزمايشگاه هفته ي دوم از ماه تنبلي تريپ افسردگي هفته ي سوم باز هم خستگي و الان هم كه هفته چهارمه و من هنوووووووووووووووووز...!!

شنبه لوسترها رو وصل كرديم يه شنبه آشپزخونه و سالن پايين رو تميز كرديم و بابام هم درب سرويس ها رو وصل كرد و دوشنبه تخت هاي جديدمون رو آوردن ديروز هم بابا مامانم هود و آبگرمكن رو وصل كردن و ما هم لباسا مون رو برديم تو كمد گذاشتيم....

واسه اين اينقده كند داريم پيش ميريم كه نه بابام و نه مامانم مي تونه مرخصي بگيره و اين يعني خستگي بعد از اداره و خواب ظهر و....

هنوز يه در مونده كه وصل شه(و خود در  كلي كار داره)...

فرش ها و كولرها و مبل هايي كه بايد شسته شه...

جاي كولر اسپيلت كه بايد كنده بشه.....

كمد واسه كتابا كه بايد خريده شه....

وسايلايي كه بايد ببريم پايين مثه كتابا و سرويس خواب و كامپيوتر و وسايل آشپزخونه مثه ظرف و ظروف يخچال و ...

و كلي كار ديگه كه مغزم داره سوت ميكشه ولش كنين....

ديروز رو بگم از رو آتيش پريديم تو خونه مامان بزرگمينا آتيش روشن كرديم و پريديم... جاتون خالي موهام هم سوخت...جلوش البته..!!

واي كه چه حالي داد ولي!!!

اينم چند تا عكس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 12:32  توسط Bi3da  | 

ژ‍اپن

منابع مطلع در حالی روز گذشته از مفقود شدن 10 هزار نفر در سواحل ژاپن خبر دادند که انتشار خبر انفجار نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما در شمال توکیو، موج جدیدی از ترس و وحشت در میان کشورهای همسایه ژاپن به‌وجود آورده است.
 

یک روز بعد از زلزله شدید ژاپن که محور کره زمین را 10 سانتی‌متر جابه‌جا کرد، انفجار مهیب در یکی از بزرگ‌ترین نیروگاه‌های هسته‌ای جهان در فوکوشیما، 4 مجروح برجای گذاشت.

به گزارش شبکه خبری ان‌اچ‌کی ژاپن، در این انفجار، بخشی از دیواره بیرونی نیروگاه فوکوشیما فرو ریخته و 4 نفر از کارکنان آن مجروح شده‌اند اما مقامات رسمی ژاپن از هر گونه اظهارنظر در این باره خودداری کرده‌اند.

در همین حال خبرگزاری کیودو گزارش کرد که مقامات شرکت توکیو الکتریک، مالک این نیروگاه هسته‌ای، می‌گویند در رآکتور شماره یک انفجار شدیدی رخ داده است. این شرکت اعلام کرده هوای فشرده‌شده داخل کانتینر پخش شده است که این موضوع باعث فروریختن سقف یکی از ساختمان‌های عمده رآکتور شده است.

پیش از این، مقام‌های ژاپنی خبر داده بودند که از یک نیروگاه هسته‌ای در فوکوشیما، مواد رادیواکتیو نشت کرده است. این نیروگاه در اثر زلزله به‌شدت آسیب دیده بود و آژانس ایمنی هسته‌ای ژاپن اعلام کرده بود در اطراف نیروگاه فوکوشیما، عنصر رادیواکتیو سزیم یافت شده که نشانگر آن است که سوخت هسته‌ای نیروگاه ممکن است آغاز به ذوب شدن کرده باشد به همین دلیل ده‌ها هزار نفر از ساکنان مناطق اطراف این نیروگاه از محل‌ سکونتشان، به مناطق امن منتقل شده و به گفته مسئولان آژانس، افرادی که خارج از شعاع 10 کیلومتری منطقه تخلیه اطراف نیروگاه هستند، در معرض تهدید قرار ندارند.

با این حال گزارش شده که میزان رادیواکتیو منتشر شده در منطقه 1015 میکرو اعلام شده که باعث بروز خطرات انسانی و محیط‌زیستی می‌شود به همین دلیل روز گذشته از مردمی که در شعاع 20کیلومتری نیروگاه سکونت دارند نیز درخواست شد تا هر چه سریع‌تر خانه‌های خود را ترک کنند.

سونامی در آمریکا

زمین‌لرزه بزرگ روز جمعه ژاپن علاوه بر جابه‌جایی2.5 متری ساحل ژاپن تغییر 10سانتی‌متری محور زمین باعث وقوع سونامی با امواج بسیار بلند در اقیانوس آرام شده است. امواج بلندی که در اکثر مناطق ساحلی آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی به وقوع پیوسته‌اند و باعث به صدا درآمدن زنگ هشدار در این کشورها شده‌‌اند. سونامی با سرعت ۸۰۰ کیلومتر در ساعت، عرض اقیانوس آرام را طی کرده و حالا به جزایر هاوایی و ساحل غربی آمریکا رسیده است. سازمان حوادث غیر‌مترقبه آمریکا از تخلیه 2 شهر ساحلی در ایالت واشنگتن به‌دلیل وقوع سونامی با امواج بیش از یک متر خبر داده است.

مقامات این سازمان گفته‌اند که وقوع این سونامی با امواج بیش از یک متر در این مناطق باعث شد تا ساکنان 2 شهر ساحلی آبردین و هوکیام به‌طور کامل تخلیه شوند. اهالی چند شهر ساحلی دیگر که در معرض خطر سونامی قرار دارند نیز برای حفظ جان خود پشت پنجره‌ها و درها کیسه‌های شن قرار داده و تمامی نکات ایمنی برای مقابله با سونامی را به کار گرفته‌اند.

در همین حال گزارش شده که در اکثر سواحل کشورهای آمریکای لاتین همچون شیلی، اکوادور، مکزیک، هندوراس، جزایر گالاپاگوس، پرو و جزیره ایستر هم سونامی با موج‌هایی به ارتفاع 2‌متر مشاهده شده و ده‌ها هزار نفر از ساکنان این مناطق، خانه‌های خود را رها کرده و به نقاط امن پناه برده‌اند. مقامات مسئول در جزایر واقع در اقیانوس آرام نظیر هاوایی هم از تمامی سکنه و گردشگران درخواست کرده‌اند تا برای حفظ امنیت جانی خود سواحل را ترک کنند.

در جست‌وجوی ناپدید شده‌ها

در پی وقوع سونامی در ژاپن، امواجی به ارتفاع 10 متر شهر بندری سندای را به محاصره خود درآورد و مناطق وسیعی از مزارع را نابود کرده و صدها خودرو و ساختمان را با خود برد.

در استان‌های میاگی و فوکوشیما، ده‌ها روستا و شهرک به زیر آب رفتند. 4 قطار مسافربری در استان میاگی مفقود و یک کشتی با 100سرنشین نیز ناپدید شده است که تلاش برای یافتن آنها و سرنوشت مسافرانشان ادامه دارد.

در همین حال در مناطقی از شهر کزن نوما، آتش سوزی پراکنده در خانه‌های مسکونی به وقوع پیوسته و نزدیک به 2هزار خانه مسکونی در شهر مینامیسوما در استان فوکوشیما در اثر زمین لرزه تخریب شده است. در این استان یک سد هم تخریب شده و خانه‌های زیادی را آب برده است. برق 4 میلیون خانه در پایتخت ژاپن قطع شده و توقف فعالیت قطار زیرزمینی در این شهر سرگردانی مسافران را به همراه داشته است. یوکیو ادانو، دبیر کابینه ژاپن اعلام کرد که دولت برای قربانیان مناطق بحران کمک ارسال می‌کند.

سونامی دیگر

روز گذشته پس‌لرزه‌ای با قدرت 6.8 ریشتر سواحل شرقی ژاپن را لرزاند و به همین دلیل مقامات این کشور احتمال می‌دهند سونامی دیگری رخ دهد. با اینکه شمار قربانیان زمین‌لرزه ژاپن تا‌کنون 1600 نفر اعلام شده اما احتمال می‌رود در جریان عملیات امدادرسانی، این آمار افزایش یابد. دولت برای کمک به زلزله‌زدگان 50 هزار نیروی پلیس را به کار گرفته و 464 پرواز داخلی هم به‌دلیل وضعیت وخیم فرودگاه‌ها لغو شده‌اند و‌ بیش از یکصد و 20 هزار نفر به‌دلیل تاخیر یا لغو حرکت قطارها یا وجود ترافیک سنگین موفق نشدند به منازل خود در مناطق نزدیک به نواحی بحران بروند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 18:51  توسط Bi3da  | 

بادكنك سياه

در یک شهربازی پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد …
 

بادکنک فروش برای جلب توجه، یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از کودکان را که برای خرید بادکنک به والدینشان اصرار می کردند را جذب خود کرد.

سپس یک بادکنک آبی و همینطور یک بادکنک زرد و بعد از آن یک بادکنک سفید را به تناوب و با فاصله رها کرد.

بادکنک ها سبکبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپدید شدند…

پسرک سیاهپوست هنوز به تماشا ایستاده بود و به یک بادکنک سیاه خیره شده بود!

تا این که پس از لحظاتی به بادکنک فروش نزدیک شد و با تردید پرسید: ببخشید آقا! اگر بادکنک سیاه را هم رها می کردید آیا بالا می رفت؟

مرد بادکنک فروش لبخندی به روی پسرک زد و نخی را که بادکنک سیاه را نگه داشته بود برید و بادکنک به طرف بالا اوج گرفت و پس از لحظاتی گفت:

پسرم آن چیزی که سبب اوج گرفتن بادکنک می شود رنگ آن نیست، بلکه چیزی است که در درون خود بادکنک قرار دارد …

دوست کوچک من، زندگی هم همینطور است و چیزی که باعث رشد آدمها میشود رنگ و ظاهر آنها نیست …

رنگ ها … تفاوت ها … مهم نیستند… مهم درون آدمه، چیزی که در درون آدم هاست تعیین کننده مرتبه و جایگاهشونه و هرچقدر ذهنیات ارزشمندتر باشه، جایگاه والاتر و شایسته تری نصیب آدم ها میشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 18:43  توسط Bi3da  | 

جزيره عشاق

جزیره گالشنژاک که در کانال پشمن (در نزدیکی شهر تورانژ کرواسی) واقع شده، یکی از معدود عوارض طبیعی زمین به شکل قلب است. این جزیره امروزه به جزیره عشق یا جزیره عشاق معروف شده است.

 

به گزارش نیوساینتیست، این جزیره در مختصات 43.978 درجه شمالی و 15.25 درجه شرقی واقع شده و قطر آن 500 متر و طول ساحل آن 1.55 کیلومتر است و بلندترین بخش آن 36 متر از سطح آب ارتفاع دارد. 

شکل خاص جزیره عشاق را نخستین بار دریانورد مورد علاقه ناپلئون به نام شارل فرانسیس بوتمپ-بوپره در قرن نوزدهم به روی نقشه آورد، اما پس از آن که تصاویر بهتری از آن در فوریه 2009 / بهمن 1387 به وسیله گوگل مپ تهیه شد، به شهرت جهانی رسید.

این تصویر را ابزار پیشرفته رادیومتری نور مرئی و فروسرخ مستقر بر ماهواره پیشرفته رصد خشکی، ALOS متعلق به آژانس فضایی اروپا تهیه کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 18:38  توسط Bi3da  | 

قات زدم

اصطلاح `قات زدن` امروزه و به ویژه در گفتار نسل جوان به معنای `قاطی کردن` یا `از خود بیخود شدن` به کار می رورد. اما آیا می دانید ریشه این اصطلاح چیست؟
 

قات گیاه گلداری است که بومی بخش گرمسیری شرق آفریقا و شبه جزیره عربستان می باشد.

قات از سال 1973 توسط سازمان جهانی بهداشت نوعی ماده مخدر محسوب شده و در منطقه صعده کشور یمن بطور وسیع کشت می شود. این مخدر بسیار گران قیمت بوده و قیمت یک بسته برگ قات در سال 1388 در حدود 17 هزار تومان بود. این بسته تنها برای مصرف یک وعده استفاده می شود. برگ گیاه قات تا یک هفته در یخچال قابل نگهداری است و معمولاً بصورت تازه مصرف می شود.

قات زدن به عمل مکیدن تدریجی شیره برگ گیاه قات که نوعی مخدر است گفته می شود.

قات زدن موجب می شود تا مصرف کننده برای چند ساعت با نشاط، سرزنده و هیجانی شده و شروع به صحبت بی ربط کند، در ساعات بعدی دچار سکون شده و در نهایت دچار خمودگی و تنبلی جسمی و فکری شود.

در کشور یمن دو سوم مردان و یک سوم زنان قات می زنند. بسیاری از مردم عربستان سعودی نیز از این ماده مخدر استفاده می کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 18:37  توسط Bi3da  | 

آرم-مفهوم

بی.ام.و (B.M.W):

دایره بی.ام.و ، یک ملخ خوش فرم در حال چرخش هواپیماست و رنگ ابی آن ، یادآور آسمان ها می باشد. گفتنی است شرکت بی.ام.و ، موتورهای هواپیماهای جنگی را نیز می سازد.

 

آئودی (Audi):

چهار حلقه ارم آئودی ، نمایانگر چهار شرکت کنسرسیم اتویونیون است که با ادغام در یکدیگر ، این شرکت را بنا نهاده اند. آئودی در زبان لاتین یعنی «بشنو» که بعد از جنگ جهانی دوم ، این کلمه از زبان آلمانی حذف شد و دوباره در سال 1965 در محافل آلمانی ظاهر شد.

 

فراری (Ferari):

یک اسب بلند شده روی دو پا ، نشان خلبان شجاع ایتالیایی در جنگ جهانی دوم بود. درواقع «فرانسیسکو باراکا» خلبان شجاعی بود که یک تنه حداقل 5 فروند از هواپیماهای دشمن را در زمان جنگ جهان دوم سرنگون کرد و والدینش ، فراری را ترغیب کردند تا نشان پسرشان را روی خودروهای مسابقه ای خود قرار دهند.

 

پژو (Peugeot):

یکی از اولین مدل های پژو به نام مدل شیر شناخته شد که نشان محلی شهر «بلفورد» (محل ساخت مدل مزبور) است و از آن زمان تا حالا ، آرم شیر بر روی خودروهای پژو باقی مانده است.

 

مرسدس (Mercdes):

ستاره سه پر مرسدس بنز ، نشان تسلط آن بر زمین ، دریا و آسمان است. این نشان برای اولین بار بر روی دایملر 1909 دیده شد و ترکیبی از نشان دادن تاج افتخار نیز در سال 1926 که نشان کنونی آن است به نمایش درآمد.

 

 

پورشه (Porshe):

نشان پورشه ، نشان محلی شهر «اشتوتگارت» است. اسب ، علامت مزرعه اشتات و شاخ ها و خطوط مشک و سرخ ، بخشی از نشان سلطنتی پادشاهی «وورتمبرگ» است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 18:31  توسط Bi3da  | 

نوين تقلب!

این جفنگیات مرسوم که در برگه ی امتحان مینویسند و از بیماری مادر تا اینکه اگر این درس را نمره نیاورم مشروط میشوم و ... هم خیلی خز شده و هم حتی یک بچه ی 5 ساله باور نمیکند؛ چه برسد به یک دکتر! کمی نوآوری و خلاقیت داشته باشید.
 

به جای تقلب از این روش ها بهره برید و بالای 18 بگیرید.

جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی دارد، دیگر نیاز نیست شما با آن خط زیبای منحصر به فردتان یک صفحه ی آچار برایش از مشکلاتتان بگویید. حالا باز ای کاش فقط یک نفر چنین خزعبلاتی می نوشت. یکهو می بینی از 30 نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشته اند که اگر این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمان مریض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار این مشکلات را هم از روی دیگری تقلب کرده اند.

در این بخش به ذکر خاطراتی از فعالیت های پربار خود در این زمینه می پردازم.

روشی پلید

یک درس ساده ای بود که من بنا به دلایلی نتوانسته بودم اصلا این درس را بخوانم و با ذهن کاملا خالی سر جلسه امتحان رفتم. نیم ساعتی نشستم و دیدم هیچ کدام از این سوالات حتی برایم آشنا هم نیست. یک جمله در پایان برگه نوشتم و برگه را تحویل دادم:

"در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه امتحان از سوی دیگر دانشجویان شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمره صفر را به بیست با تقلب ترجیح میدهم."

نمره الف کلاس را گرفتم! خدایا مرا ببخش.

 

صم بکم عمى فهم لایعقلون

درس معارف بود. می دانستم موضوع درس چیست و مباحثش در چه زمینه ای است (با عرض خسته نباشید به خودم) اما جزئیات مطالب و محتوای درس را نمی دانستم. سوالات توزیع شد و باز هم دیدم سوالات کمی برایم ناآشناست. از مغرب و مشرق و زمین و زمان نوشتم. هر آنچه از کتاب دینی کلاس اول ابتدایی، آقای واسعی گفته بود که مثلا چگونه مواد غذایی در بدن مادر تبدیل به شیر می شود تا برهان نظم و علیت که در دبیرستان خوانده بودم. اما نقطه طلایی برگه این جمله بود:

"جناب استاد برای من کاری نداشت که عین محتوای کتاب را برایتان کپی کنم اما شما با روش زیبای تدریس خود به ما یاد دادید که چگونه تنها به منابع اکتفانکنیم. گفتید در دین عقل هم سهیم است و نباید «صم بکم عمى فهم لایعقلون» بود. پس من ترجیح دادم مفهوم را بفهمم ولی کپی نکنم بلکه از دانسته های خود بنویسم".

بیست گرفتم! خدایا مرا ببخش.

 

اگر دین ندارید لااقل دلم شاد کنید

محاسبات عددی. درس بسیار دشوار. حداقل برای من که علاقه ی چندانی به ریاضیات و مباحث محاسبه ای کامپیوتر نداشتم. سوالات توزیع شد و مطابق معمول! خدا وکیلی دیگر این درس 3 واحدی را خوانده بودم ولی چه کنم که در مغزم جای نگرفته بود. عادت دارم که قبل از اینکه برگه را تحویل دهم نمره خود را تخمین میزنم. در بهترین حالت 7 می شدم. امکان رسیدن امدادهای غیبی هم تحت هیچ عنوانی میسر نبود. آخر برگه نوشتم:

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/ قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

نمره 11 گرفتم و نفر سوم کلاس شدم! خدایا مرا ببخش.

وساطت حافظ

استاد حسینی دکترای ادبیات بود و استاد درس شیوه نگارش (البته فامیلش شهبازی بود ولی چون ممکنه یه وقت بیاد اینجا رو بخونه من نام مستعار نوشتم). عاشق حافظ بود و آخر هر جلسه چند بیت از حافظ می خواند و چشمانش پر از اشک میشد. سوالات چی....؟ بگید؟ (اسمایلی آقای قرائتی) نه که بلد نباشم اما در حد 15-16 بیشتر نمی گرفتم. قبل از امتحان سری به سایتی زده بودم و واژه "شهباز" را در دیوان حافظ سرچ کردم و آن بیت را کف دستم ثبت کردم. زیر برگه امتحان نوشتم:

"جناب استاد من که «حافظ» را نمی شناختم؛ این شما بودید که در این ترم عشق حافظ را در وجود من انداختید! و باعث شدید تا با این شاعر آسمانی آشنا شوم. امروز قبل از امتحان گفتم تفالی به حافظ بزنم و ببینم چه میشود، این بیت آمد:
خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام/ این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند
شهپر زاغ و زغن زیبا صید و قید نیست/ این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند "

بیست گرفتم! تنها بیستی که استاد در چند سال اخیر به یک دانشجو داده بود.
خدایا مرا ببخش.

 

تصویر من رو شطرنجی کنید

امتحان نظریه های جامعه شناسی و ... تو رو خدا نام این استاد را بی خیال شوید. استاد نسبتاً معروفی است و البته در بسیاری از دانشگاه های یزد هم تدریس دارد و حسابی سرش شلوغ است. 10 نمره تحقیق و کنفرانس داشت و 10 نمره هم امتحان پایان ترم. سرم بوی قرمه سبزی میداد. با یکی از بچه ها شرط گذاشتم که تحقیق و کنفرانس ارائه نمی دهم اما نمره بالای 18 می گیرم. برای امتحان تئوری هم حسابی خواندم و خودم را آماده کردم. انصافا هم سوالات را خوب جواب دادم. فقط در پایان برگه بدون اینکه تحقیق یا کنفرانسی ارائه کرده باشم، نوشتم:

"موضوع تحقیق و کنفرانس: بررسی علل قبولی بالای دانش آموزان یزدی در دانشگاه ها در طی 16 سال اخیر".

19 گرفتم! خدایا این یکی رو دیگه مردونه ببخش.

 

اگه مردی منو بنداز

با حساب خودم 13- 14 میشدم. اما این نمره برای من که عنوان شاگرد سومی!!! کلاس را یدک می کشیدم خیلی فجیع بود. استاد فوق العاده جدی و بداخلاق بود و چندان نمیشد طرفش رفت. یک جمله پایان برگه نوشتم:

"جناب استاد حضور در کلاس شما در این ترم برایم بسیار مغتنم و مفید بود. اگر ترم بعد با ما درس برمی دارید که هیچ، اگرنه بدون تعارف دوست دارم این درس را پاس نکنم تا ترم بعد هم استادم شما باشید".

17! خدایا سه تا نقطه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 18:26  توسط Bi3da  | 

ماهي قرمز نخريد...

http://iran-iran.ir/1389/mahi%20ghermez.JPG

 

تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه ای در تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد .

هشتاد سال پیش به همراه ورودچای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی ست به سفره های هفت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزه های سفره هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک تر کنیم .

جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. 

هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی میمیرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سین، به خاطر هیچ . در صورتیکه از خرید ماهی قرمز منصرف شويم این تجارت سياه روزی پایان خواهد یافت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 18:3  توسط Bi3da  | 

رمانتيك ها

برخی از شهرهای دنیا، با مناظر بی نظیر خود، تجربیات خیال انگیزی را برای مسافرین و بازدیدکنندگان خود به همراه می آورند. همین رمانتیک بودن، سالانه هزاران، بلکه میلیون ها نفر را به این شهرها می کشاند.
 

افراد برای انتخاب مقصد سفر، می توانند معیارهای گوناگونی داشته باشند. برای عده ای، رمانتیک بودن یکی از ویژگی های مهم مقصد سفر است. نشنال جئوگرافی این بار از بین شهرهای دنیا، تعدادی را به عنوان رمانتیک ترین شهرها معرفی کرده و از هر شهر نمادی را برگزیده که منتخب آنها را در گزارش تصویری می بینید.

بیگ سور، کالیفرنیا

ساحل زیبا، نمای رویایی و البته جمعیت کم و خلوتی، به این سواحل، فضایی خیال انگیز و دلچسب می دهد و باعث می شود مسافران از قدم زدن لذت ببرند.

بانکوک، تایلند

این معبد بودایی وات آرون است که در ساحل رود چائوفرایا سر به آسمان بانکوک کشیده است. ساخت این معبد که سال هاست توریست ها را به این محل می کشاند، به سال 1809 میلادی بر می گردد.

دره ناپا، کالیفرنیا

اگر دنبال دلیلی برای سفر به این دره می گردید، می توانید از 4 میلیون نفری که هر سال از آن دیدن می کنند بپرسید!

 

 

 

تاج محل، هند

شاه جهان این آرامگاه مرمرین را به عنوان یادبودی برای همسرش در قرن 17 ساخت. گفته می شود که شاه جهان همسرش را بسیار دوست می داشته است. امروزه لحظات آرام این آرامگاه در کنار زیبایی، تاج محل را به جاذبه ای توریستی برای مردم جهان بدل ساخته است.

 

 

زنزیبار، تانزانیا

سپیده دم کم کم به ساحل آرام و بی سروصدای زنزیبار وارد می شود. شن های سفید ساحل و مرجان های حاشیه ای، دوست داران طلوع را وسوسه می کنند که از خیر راه های قدیمی بگذرند و قدم بر ساحل بگذارند.

 

 

پاریس، فرانسه

بله، این همان نماد فلزی معروف پاریس است، منتها از زاویه ای ناآشنا. وقتی پای جذابیت برای توریست ها به میان می آید و قرار باشد شهرهای رمانتیک انتخاب شوند، پاریس حتما باید در لیست باشد!

 

 

سالاردو ییونی، بولیوی

این بزرگ ترین صحرای نمکی دنیا است. یکی از مسطح ترین اماکن روی زمین که سطح آن بر اثر بارش باران حسابی صیقل خورده و درست مانند یک آینه شده است. واقعا مکان بی نظیری است.

 

 

پراگ، جمهوری چک

پل چارلز در شهر پراگ روی رودخانه ولتاوا (که به زبان چک به معنای مشورت است) قرار گرفته و نماد این شهر به حساب می آید. مه غلیظی که مانند یک پرده مخملین پل و صف مجسمه هایش را در بر می گیرد، از آن مکانی رویایی می سازد.

 

 

آلپ فرانسه

این کوه ها مقصد معروفی در بین علاقمندان به اسکی و کوهنوردی هستند. البته آلپ فرانسه برای کسانی که آن قدرها هم به دنبال ماجراجویی نیستند، جذابیت های فراوانی دارد: دهکده هایی که مثل دهکده های قصه های پریان هستند، تفرجگاه های خیلی لوکس و شیک و البته مناظر فوق العاده زیبا.

 

 

ونیز، ایتالیا

ونیز شهری منحصر به فرد در ایتالیاست که گفته می شود از قرن 14، برای توریست ها جذاب بوده و مردم برای دیدار از این شهر، به ونیز سفر می کرده اند. گردشگری در شهر با قایق از تجربیاتی است که مردم را به این شهر می کشاند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 17:19  توسط Bi3da  | 

انتگرال

طنز و کاریکاتور | انتگرال 
یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدن!
 

خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواد استخدام می کنه!

میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه...

بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید و این بنده خدا هم که چاره نداشته شرکت می کنه!

یه روز معلم محترم در کلاس چهارم، ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک شکلی رو حساب کنه.

تو این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه که می بینه همه همکلاسی هاش از گوشه و کنار کلاس دارن داد می زنن:

انتگرال بگیر...!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 17:8  توسط Bi3da  | 

120 سال عمر کنی..

دانستنی ها | اصطلاح `الهی 120سال زنده باشی` از کجا آمده
 آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم 150 یا 100 سال یا ...
 

در ایران قدیم، سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر 4 سال یک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبیسه بنامند (حتما همه می دانند که تقویم فعلی که بنام تقویم جلالی نامیده می شون حاصل زحمات خیام و سایر دانشمندان قرن پنجم هجری است) هر 120 سال، یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود.

برای این که بعضی ها ممکن بود یک بار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند (و بعضی ها هم این جشن را نمی دیدند)

به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد که وقتی به هم می رسیدند بگویند 120 سال زنده باشی...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 17:1  توسط Bi3da  | 

روبات نمايشي

 اين دو روبات پرنده، بزرگ ترین روبات های نمایشی در جهان محسوب می شوند
 

 جرمی ریلتون، برنده جایزه امی در تازه ترین شاهکار خود که در بزرگ ترین مرکز جاذبه های توریستی سنگاپور به نمایش در آمده، با تبدیل دو جرثقیل سی متری به روبوت، حرکت پرندگان غول آسا را به نمایش درآورده است.

به گزارش آسوشیتدپرس، این دو روبات پرنده، بزرگ ترین روبات های نمایشی در جهان محسوب می شوند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 21:37  توسط Bi3da  | 

حمام بهايي

به گزارش خبرگزاری برنا از خراسان رضوی، 33 اختراع علی اصغر برهمند مخترع خلاق خراسانی در نمایشگاه فناوری و پژوهش خراسان رضوی در معرض دید علاقمندان قرار گرفت.

برهمند ضمن معرفی تخت خواب شناور، تولید آب خالص از آب دریا، آبگرمکن خورشیدی، پماد التیام بخش زخم و جراحات و تولید برق از تلاطم دریا به عنوان بخشی از اختراعات به ثبت رسیده خود، گفت: تخت خواب شناور برای استفاده در دریا، تولید آب خالص از آب دریا برای آب شیرین مصرفی کشتی ها، آبگرمکن خورشیدی با قابلیت استفاده در حمام های روستایی و پماد التیام بخش زخم با استفاده از تکنولوژی نانو و طب سنتی ساخته شده است.

وی کنترل دما به صورت اتومات، تولید آب از هوا بدون استفاده از برق، تولید گوجه فرنگی با طعم توت فرنگی، پیش بینی زلزله و سیستم آبیاری درختان با 60 درصد صرفه جویی در مصرف آب را از دیگر طرح های خود اعلام کرد و افزود: طرح پیش بینی زلزله می تواند وقوع زلزله را از 48 ساعت تا 10 روز قبل تشخیص دهد و این دستگاه توسط موسسه بین المللی زلزله شناسی ایران تائید شده است.

برهمند تصریح کرد سازمان بسیج علمی پژوهشی و فناوری خراسان با ایجاد انگیزه میان مخترعان توانسته در حد بضاعت خود گره کور بسیاری از مشکلات این قشر را باز کند و با حمایت های خود زمینه بروز استعدادها به ویژه در نسل جوان را فراهم آورد.

این دارنده 9 مدال جهانی به موفقیت خود در نمونه سازی حمام شیخ بهایی اشاره کرد و افزود: ماجرای این حمام و گرم نگه داشتن آب با یک شمع به رازی نهفته در تاریخ تبدیل شده بود که با کنکاش های پی در پی بالاخره راز این حمام 300 ساله کشف شد.

وی با بیان این که حمام شیخ بهایی یکی از شاه کارهای معماری ایران و جهان در دوران صفویه است گفت: شیخ بهایی با استفاده از طلا که رسانایی بالایی دارد و در انتقال گرما نقش موثری را ایفا می کند منبع این حمام را ساخت و به دلیل استفاده از طلا و جلوگیری از سرقت آن، راز ساخت آن را پنهان نگه داشت.

علی اصغر برهمند تصریح کرد: در طرح شبیه سازی شده به علت دسترسی نداشتن به طلا از مس استفاده شد که این طرح در حمام منازل هم قابل استفاده است و موجب صرفه جویی 30 درصدی در مصرف سوخت می شود.

علی اصغر برهمند تاکنون 5 مدال طلا از نمایشگاه های بین المللی اختراعات و تکنولوژی های نو جهان، 3 مدال نقره از چین و یک مدال برنز از مالزی کسب کرده و در سال 2006 به عنوان بزرگ ترین نابغه مجارستان دست یافت.

همچنین وی در آخرین تحقیقات خود در منطقه سیستان و بلوچستان اولین اثر برخورد شهاب سنگی در ایران به قطر 3 تا 3.5 کیلومتر را کشف کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 21:34  توسط Bi3da  | 

آزمايش امنيت

نتیجه جالب تست خودروهای سمند، پژو 206 و زانتیا. قبل از خرید خودرو به این تست ها توجه کنید!!
 

تست سمند:
- خطوط تاخورده روی سقف (خمیدگی به داخل اتاق) و نیز رکاب (شکستگی پای آدمک) در تصویر پایین راست
- عملکرد نسبتا خوب ایربگ در تصویر بالا راست
- بالا نیامدن عقب خودرو به دلیل توزیع وزن خودرو
- سالم ماندن ستونها
- خرد شدن شیشه جلو
 

تست پژو 206:
- تا خوردن ورق سقف به بالا
- سالم ماندن رکاب و درب راننده
- سالم ماندن شیشه جلو
- عدم پرتاب عقب خودرو به بالا
 

تست زانتیا:  (افتضاح واقعی)
- خرد شدن شیشه جلو
- شکستگی درب راننده
- تا خوردن شدید سقف
- شکستگی و تا خوردن ستون جلوی راننده
- شکستن رکاب و له شدگی شدید پای آدمک
- حرکت محور و چرخ جلو به سمت اتاق
- پرتاب عقب خودرو به بالا
- دفرمگی درب عقب
- حتی گلگیر عقب خودرو هم دفرمه شده
 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 21:27  توسط Bi3da  | 

به دنبالش نگرد

به دنبال خدا نگرد خدا در بيابان هاي خالي از انسان نيست 
خدا در جاده هاي تنهاي بي انتها نيست 
به دنبالش نگرد 

خدا در نگاه منتظر کسي است که به دنبال خبري از توست 
خدا در قلبي است که براي تو مي تپد 
خدا در لبخندي است که با نگاه مهربان تو جاني دوباره مي گيرد 

خدا آن جاست 
در جمع عزيزترين هايت 
خدا در دستي است که به ياري مي گيري 
در قلبي است که شاد مي کني 
در لبخندي است که به لب مي نشاني 
خدا در بتکده و مسجد نيست 
گشتنت زمان را هدر مي دهد 
خدا در عطر خوش نان است 
خدا در جشن و سروري است که به پا مي کني 
خدا را در کوچه پس کوچه هاي درويشي و دور از انسان ها جست و جو مکن 
خدا آن جا نيست 

او جايي است که همه شادند 
و جايي است که قلب شکسته اي نمانده 
در نگاه پرافتخار مادري است به فرزندش 
در نگاه عاشقانه زني است به همسرش 
بايد از فرصت هاي کوتاه زندگي جاودانگي را جست 
زندگي چالشي بزرگ است 
مخاطره اي عظيم 
فرصت يکه و يکتاي زندگي را 
نبايد صرف چيزهاي کم بها کرد 
چيزهاي اندک که مرگ آن ها را از ما مي گيرد 
زندگي را بايد صرف اموري کرد که مرگ نمي تواند آن ها را از ما بگيرد 
زندگي کاروان سرايي است که شب هنگام در آن اتراق مي کنيم 
و سپيده دمان از آن بيرون مي رويم 
فقط چيزهايي اهميت دارند 
چيزهايي که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند 
همچون معرفت بر الله و به خود آيي 

دنيا چيزي نيست که آن را واگذاريم 
دنيا چيزي است که بايد آن را برداريم و با خود همراه کنيم 
سالکان حقيقي مي دانند که همه آن زندگي باشکوه هديه اي از طرف خداوند و بهره خود را از دنيا فراموش نمي کنند 
کساني که از دنيا روي برمي گردانند 
نگاهي تيره و يأس آلود دارند 
آن ها دشمن زندگي و شادماني اند 

خداوند زندگي را به ما نبخشيده است تا از آن روي برگردانيم 
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسيد: آيا «زندگي» را «زندگي کرده اي»؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 21:24  توسط Bi3da  | 

شخصیت

خودشناسی | تست جذابیت شخصیت 
با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.
 

مثلا اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.

رجوع شود به ادامه مطلب.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 21:21  توسط Bi3da  | 

کوکاکولا

کم و بیش شنیده ایم که نوشابه هاى گازدار براى سلامتی زیان آور هستند، گرچه کمتر به این هشدارها توجه می کنیم اما تاکنون به استفاده هاى گوناگون آنها یا مزایایشان هم فکر کرده اید؟
 

سایت TOPSGLOBE استفاده های گوناگون و بعضاً عجیبی از "کوکاکولا" را ذکر نموده که مطالعه آن خالی از لطف نیست. به نوشته این سایت مهمترین عناوین استفاده های گوناگون کوکاکولا به شرح زیر است:

1. در بسیاری از ایالت های آمریکا، مامورین پلیس راه، دو گالن کوکاکولا در صندوق عقب ماشینشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با کمک آن از جاده پاک کند.

2. اگر تکه ای از گوشت گاو را در یک ظرف محتوی کوکاکولا قراردهید، پس از دو روز ناپدید می شود!

3. برای تمیز کردن چینی های بهداشتی ، یک قوطی کوکاکولا را داخل کاسه توالت بریزید و یک ساعت صبر کنید، سپس با آب پر فشار بشوئید. اسید سیتریک موجود در کوکاکولا لکه ها را خیلی قشنگ از سطوح چینی می زداید.

4. برای برطرف کردن لکه های زنگ از سپر آب کرم کاری شده اتومبیل، سپر را با یک تکه کاغذ (فویل) آلومینیوم مچاله شده آغشته به کوکاکولا بسائید و شاهد نتیجه مطلوب باشید.

5. برای تمیز کردن فساد قطبهای باتری اتومبیل، یک قوطی کوکاکولا را روی قطبها بریزید تا با غلیان کردن، آن را تمیز کند.

6. برای شل کردن پیچ و مهره های زنگ زده، تکه ای پارچه که لحظاتی قبل در کوکاکولا خیس شده است را برای چند دقیقه بر روی پیچ و مهره قرار دهید.

7. برای پختن گوشت ران آبدار، یک قوطی کوکاکولا را داخل ماهی تابه خالی کنید، گوشت را لای کاغذ آلومینیوم بپیچید و داخل ماهی تابه بپزید. سی دقیقه قبل از اتمام پخت، کاغذ آلومینیوم را باز کنید، و آب گوشت را با کوکاکولای داخل ماهی تابه مخلوط کنید تا سس قهوه ای رنگ عالی ای به دست آید.

8. برای پاک کردن چربی از لباسها، یک قوطی کوکاکولا را داخل ماشین لباسشویی پر از لباسهای چرب خالی کنید، پودر لباسشویی اضافه کنید و ماشین را روی دور عادی روشن کنید. کوکاکولا به تمیز شدن لکه های چربی کمک شایانی می کند.

9. کوکاکولا همچنین بخار آب را از روی شیشه جلوی اتومبیل تمیز می کند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest در شمال ایالات متحده آمریکا، گاهی اوقات شیشه جلوی اتومبیل از بیرون بخار می کند که با برف پاک کن پاک نمی شود).

و جهت اطلاع شما دوستان:

1. ماده موثر کوکاکولا اسید فسفریک با pH برابر ۲٫۸ است. اسید فسفریک، ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل می کند. همچنین کلسیم را از استخوانها می زداید و عامل اصلی افزایش روز افزون پوکی استخوان است.

2. برای حمل محلول کوکاکولا (محلول غلیظ شده)، کامیونهای حامل باید از علامتهای ویژه "مواد خطرناک" که برای حمل مواد به شدت خوردنده در نظر گرفته شده است، استفاده کنند.

3. توزیع کنندگان اصلی کوکاکولا بیش از ۲۰ سال است که از کوکاکولا برای تمیز کردن موتور کامیونهای خود استفاده می کنند.

4. با اینکه نباید خاصیت های فراوان و صنعتی کوکاکولا رو نادیده گرفت با توصیفاتی که ازش شده می توان به این حقیقت پی برد که شاید اصلا برای نوشیدن تولید نشده! چون میدونید که در بین نوشیدنی های متنوع با طعم و رنگ های مختلف، کوکاکولا بدترین و مضرترین نوع نوشیدنی دنیاست. من موندم برای "این نمیدونم اسمشو باید چی چی گذاشت" از قدیم تا حالا چقدر تبلیغات جورواجور که نکردند ...
 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 21:18  توسط Bi3da  | 

چند مرده حلاجی؟

هرگاه کسی بر سر لاف زنی و خودستایی برآید از باب تعریض و کنایه در جوابش می گویند: «ببینیم چند مرده حلاجی» و یا به اصطلاح دیگر: «باید دید چند مرده حلاجی» یعنی باید دید که در انجام کار تا چه اندازه موفق خواهی بود.
 

به گفته علامه دهخدا در امثال و حکم عبارت چند مرده حلاج بودن کنایه از انجام دادن کاری است که در حدود توانایی چند مرد باشد و شاید تشبیه به عمل چند مرد حلاج باشد که یک تن آن را انجام دهد.

ولی به جهاتی که ذیلاً خواهد آمد مدلل می گردد که این حلاج آن پنبه زن کوچه و بازار نیست بلکه ناظر بر حسین بن منصور حلاج است که به غلط او را در افواه عامه و حتی در ادبیات ایران به نام منصور حلاج می خوانند و منصوروار(!) بر سر دارش میکنند. در حالی که منصور پدرش بود که در خوزستان با شغل حلاجی و پنبه زنی روزگار میگذرانید و امرار معاش میکرد.

حسین بن منصور حلاج، از نامی ترین عارفان وارسته ایران است که به سال 244 هجری در ولایت طور از توابع بیضای فارس متولد شد. پدرش به کار حلاجی و پنبه فروشی در خوزستان می زیست.

حلاج در دوازده سالگی قرآن کریم را از بر کرد و در شهر به کسب علوم و کمالات پرداخت. سپس به بصره رفت و در مدرسه حسن بصری رموز تصوف را آموخت و از دست عمرو بن عثمان مکی خرقه پوشید و رفته رفته در سلک بزرگان عرفا و صوفیه عصر و زمان خود نظیر جنید بغدادی درآمد.

حلاج در طول مدت عمرش بین بغداد و بصره و اهواز و خراسان در حرکت بود و با صوفیان قشری و ظاهربین به مخالفت برمی خاست. روی هم رفته بیست و دوبار مراسم حج به عمل آورد که برای بار دوم از بغداد با چهار صد مرید به زیارت مکه شتافته بود.

افوال و گفته های اهل علم درباره حلاج مختلف است: گروهی وی را از اولیا پندارند و پاره ای خارق عادات، و کرامات به وی نسبت می دهند. جمعی کاهن و کذاب و شعبده بازش شمارند و بعضی به خدایی او قایل شده به کلماتش استناد می کنند.

حلاج تا آخرین لحظات زندگی بر حقانیت عقیده و آرمان خودش پایدار ماند و معراج مردان را بر سر دار می دانست.
باری، سرانجام به حلاج بهتان بستند که شعبده باز است و کفر می گوید و در شورش بغداد که به سال 296 هجری روی داد متهمش کردند.

پس از چندی حامد بن عباس وزیر خلیفه به دستیاری و فتوای ابوعمر حمادی محمد بن یوسف قاضی بغداد حکم قتلش را از مقتدر خلیفه عباسی گرفتند و روز سه شنبه 24 ماه ذیقعده از سال 309 هجری در بغداد به فجیع ترین وضعی بر دارش کردند، به این ترتیب که نخست دو دستش را بریدند، حلاج خنده ای بزد. گفتند: «خنده چیست؟» گفت: «دست، از آدمی بسته جدا کردن آسان است.» پس دو دست بریده خون آلود بر روی در مالید و روی ساعد را خون آلود کرد. گفتند: «چرا کردی؟» گفت: «خون بسیار از من رفت. دانم که رویم زرد شده باشد شما پندارید که زردی من از ترس است. خون بر روی مالیدم تا در چشم شما سرخ روی باشم گه گلگونه مردان، خون ایشان است.»

آن گاه چشمهایش برکندند که قیامتی از خلق برخاست و در این میان شورشیان چندین ساختمان و دکان را به آتش کشیدند و سر به طغیان برداشتند. پس زبانش را بریدند و در شامگاه که سرش را بریدند حلاج در میان سر بریدن تبسمی کرد و جان داد.

سپیده دم همان شب پیکرش را به آتش کشیدند و خاکسترش را به دجله ریختند.

تاثیر حلاج بر فرهنگ و ادبیات ایران به قدری چشمگیر و عمیق بود که کمتر کتاب نظم و نثری را می توان یافت که از حلاج به اقتضای مقام و مقال یاد نشده باشد.

در زمینه فرهنگ عامیانه نیز تاثیر حلاج بخوبی مشهود و محسوس است چنان که امروزه وقتی از پایداری و استقامت کسی سخن می گویند گفته می شود: چند مرده حلاجی؟ یعنی: ببینیم تا بدانیم تاب و توان تو چند است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 21:5  توسط Bi3da  | 

خودکار 256 رنگه

 

جینسون پارک (Jinsun Park) طراح کره ای، خودکاری طراحی کرده است که بوسیله آن شما می توانید رنگ اشیاء را اسکن کنید. در این خودکار جوهر ۳ رنگ اصلی یعنی قرمز، سبز و آبی وجود دارند که پردازنده این خودکار پس از اسکن شما، رنگ را تشخیص می دهد، رنگها را ترکیب می کند و رنگ مورد نظر شما را میسازد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 20:55  توسط Bi3da  | 

پاسخ بی نظیر

یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت.
 

پرسش این بود:

"شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.: یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن بر گزینید. کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید."

پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید ....

قاعدتاً این آزمون نمی تواند نوعی تست شخصیت باشد، زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد:

پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.

شما باید پزشک را سوار کنید. زیرا قبلاً او جان شما را نجات داده و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید.

شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید. 

از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:

"سوئیچ ماشین را به پزشک می دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس می مانیم!"

پاسخی زیبا و سرشار از متانتی که ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی کند. چرا؟

زیرا ما هرگز نمی خواهیم داشته ها و مزیت های خودمان را (ماشین، قدرت، موقعیت) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهی ها، محدودیت ها و مزیت های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم، گاهی اوقات می توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم.

تحلیل فوق را می توانیم در یک چارچوب علمی تر نیز شرح دهیم: در انواع رویکردهای تفکر، یکی از انواع تفکر خلاق، تفکر جانبی است که در مقابل تفکر عمودی یا سنتی قرار می گیرد.

در تفکر سنتی، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدودیت های محیطی خود، استفاده می کند و قادر نمی گردد از زوایای دیگر محیط و اوضاع اطراف خود را تحلیل کند.

تفکر جانبی سعی می کند به افراد یاد دهد که در تفکر و حل مسائل، سنت شکنی کرده، مفروضات و محدودیت ها را کنار گذاشته، از زوایای دیگری و با ابزاری به غیر از منطق عددی و حسابی به مسائل نگاه کنند.

در تحلیل فوق اشاره شد اگر قادر باشیم مزیت های خود را ببخشیم می توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم.

شاید خیلی از پاسخ دهندگان به این پرسش، قلباً رضایت داشته باشند که ماشین خود را ببخشند تا همسر رویاهای خود را به دست آورند، بنابراین چه چیزی باعث می شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه کنند.

 دلیل آن این است که به صورت جانبی تفکر نمی کنند. یعنی محدودیت ها و مفروضات معمول را کنار نمی گذارند. اکثریت شرکت کنندگان خود را در این چارچوب می بینند که باید یک نفر را سوار کنند و از این زاویه که می توانند خود راننده نبوده و بیرون ماشین باشند، درباره پاسخ فکر نکرده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 20:44  توسط Bi3da  | 

عقرب

روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.

رهگذری او را دید و پرسید : برای چه عقربی را که نیش می زند نجات میدهی؟

مرد پاسخ داد : این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که محبت کنم. چرا باید مانع محبت کردن شوم، فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش میزند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 15:7  توسط Bi3da  | 

فقط 68 ثانيه

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.
 

اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

بسیار عالی است! امتحان کنید.

خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم. اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.

هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

براستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند 68 ثانیه آرام بگیرد، به چه دردی می خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد. پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم.

68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم. اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

آن وقت می بینی که می توانی ...

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 14:54  توسط Bi3da  | 

عجيب ترين مرگ هاي جهان

فهرستی از عجیب ترین مرگ های دنیا، مرگهایی غیر طبیعی که قربانیان خود را مشهور ساخت!
 

بوسه بر ماه

لی پو یکی از دو شاعر بسیار بزرگ قدیمی چین بود. او شاعری رمانتیک و خیالباف بود. ژاپنی ها می گویند او عادت داشت تا هر شب در خیابان ها و در کنار رود یانگ تسه قدم بزند. یک شب که آسمان صاف و مهتابی بود، لی پو تصمیم گرفت با قایقی از رود یانگ تسه عبور کند تا شاید ایده ای جدید برای شعرهایش به ذهنش برسد که ناگهان عکس ماه را در میان آب های رودخانه دید. او آن قدر شیفته زیبایی و نور ماه شد که خواست آن را در آغوش گرفته و ببوسد. تا لی پو به سمت آب خم شد به داخل آب سقوط کرده و چون شناگر ماهری در آن موقع شب آنجا نبود که او را نجات دهد او در آب خفه شد.

 مرد پرنده

در سال 1911 فرانس لیچت- خیاط فرانسوی که در آرزوی پرواز هر روز وسیله جدیدی را اختراع می کرد و هر بار با شکست مواجه می شد- به فکر دوخت پالتویی به سبک بال پرندگان افتاد تا با آن پرواز کند. او پالتو را دوخت و برای آزمایش آن به بالای برج ایفل رفت تا پرواز خود را از آنجا آغاز کند. ابتدا قرار بود او یک آدمک را با این پالتو پرواز دهد اما در لحظه آخر تصمیمش عوض شده و خودش پرواز کرد و به جای آسمان مستقیم به سمت زمین سقوط کرده و در دم جان سپرد.

مرگ با پوست پرتقال

بابی لیچ در سال 1911 دومین نفری بود که توانست توسط قایقی شبیه بشکه به سلامت از آبشار نیاگارا عبور کند و به همین دلیل به شهرت رسید. این کار او درست در زمانی بود که بسیاری از کسانی که برای عبور از نیاگارا تلاش کرده بودند هرگز باز نگشتند و به همین خاطر لقب «بابی جسور» به او داده شده بود. اما همین بابی جسور و البته خوش شانس که توانسته بود از پرخطر ترین آبشار دنیا به سلامت بگذرد، روزی هنگام عبور از یک خیابان در نیوزلند، ناگهان پایش را روی یک پوست پرتقال گذاشته و لیز خورد. پای بابی آن قدر بد شکست که پزشکان مجبور شدند آن را قطع کنند اما این پایان بدشانسی بابی نبود. او چند روز بعد در اثر قانقاریایی که به خاطر زخم پایش ایجاد شده بود درگذشت.

ریش پر دردسر

هانس استینگر استرالیایی به خاطر داشتن ریش بلند 5/1 متری و مرگ به خاطر آن شهرت جهانی دارد. در سال 1567 آتش بزرگی در شهری که او در آن زندگی می کرد شروع شد. هانس فراموش کرد تا قبل از آنکه برای خاموش کردن آتش، به کمک مردم برود، ریش هایش را جمع کند برای همین در جریان کمک کردن به افرادی که گرفتار آتش شده بودند، ناگهان ریش های هانس زیر پایش گیر کرد و باعث شد تا تعادلش بر هم خورده و به شدت با زمین برخورد کند و گردنش بشکند. بله او به همین سادگی جانش را از دست داد!

کشتن کاکتوس ها

تیر اندازی به کاکتوس ها یکی از سرگرمی های دهه 80 و 90 میلادی در آمریکا بود. در سال 1982 دیوید گراندمن 27 ساله اهل آریزونا، با تیراندازی به درختان کاکتوس توسط یکی از آنها کشته شد.
ماجرا از آنجا شروع شد که دیوید همراه دوستش مشغول هدف گیری درختان کاکتوس بودند. او چندین بار به طور متوالی به درخت شلیک کرد که ناگهان یکی از شاخه های دو متری کاکتوس که تحمل کمتری داشت از انتها کنده شده و روی سر دیوید افتاد. به خاطر جراحات شدید تیغ ها و همچنین ضربه ای که بر اثر افتادن این شاخه دو متری بر سر و گردن دیوید وارد شد، او در دم جان سپرد.

روبات قاتل

رابرت ویلیام اولین شخصی بود که توسط روباتی که به دست خودش ساخته بود کشته شد. در 25 ژانویه 1979 ویلیام با کمک گروه فورد، موتور روباتی ساخت. یک روز که او به تنهایی مشغول کار روی آن بود ناگهان روبات روشن شده و به خاطر نقصی که در سیستم هوشمندش به وجود آمده بود، ناگهان به صورت عجیبی شروع به حرکت کرد. ویلیام به این سو و آن سو می دوید تا از دست روبات فرار کرده یا آن را خاموش کند اما روبات ضربه ای را به دست ویلیام وارد کرد و باعث خونریزی شدید در دست او شد. ویلیام همچنان درد می کشید و به دنبال راهی برای غیرفعال کردن روبات بود که با وارد شدن ضربه محکم بعدی به سرش، جان خود را از دست داد.

مرگ به خاطر پرخوری

آدولف فردریک، پادشاه خونخوار و مقتدر سوئدی که علاقه بسیار زیادی به خوردن و آشامیدن داشت، در یکی از شب های سال 1771، برای شام به آشپز خود خاویار، خرچنگ، سالاد کلم و شاه ماهی دودی سفارش داد که همه آنها را همراه نوشیدنی فراوان نوش جان کرد اما هرگز فکر نمی کرد که پرخوری تا چه حد ممکن است خطرناک باشد. بعد از خوردن آن همه غذا، او تقاضای سلما – دسر مورد علاقه اش- را کرد که بعد از خوردن آن ناگهان احساس خفگی و شکم درد شدیدی کرده و قبل از آنکه پزشک دربار بتواند کاری بکند جان باخت. امروزه داستان پادشاه خونخوار در کتاب های مدرسه ای سوئد به عنوان پادشاهی که از خوردن زیاد مرد، نقل می شود.

مرگ در میان زباله ها

جمع آوری وسایل کهنه و شکسته از خیابان ها، تنها سرگرمی برادران کولیر- لانگلی و هومر – بود. اما همیشه سارقان که فکر می کردند آنها عتیقه بسیاری در خانه دارند به آنها دستبرد می زدند و به همین دلیل برادران کولیر دورتا دور خانه تله کار گذاشته بودند. در سال 1973 هومر بینایی خود را از دست داد. در سال 1974 پلیس به دلیل شکایت مردم از بوی تعفن، در خانه برادران کولیر را شکسته و وارد شد و پس از بیرون آوردن چند تن زباله از خانه آنها، جسد هومر را در خانه در حالی پیدا کرد که بر اثر گرسنگی و تشنگی جان باخته بود. پس از جست و جوی بیشتر، جسد لانگلی سه متر آن طرف تر پیدا شد؛ در حالی که در یکی از تله هایی که خودش ساخته بود گیر افتاده بود. او در حالی به استقبال مرگ رفته بود که سینی غذای هومر در دستش بود.

خواهران برقی

در سال 1991 یوکت پائن 57 ساله در حال قدم زدن و سرکشی به زمین ها و گاوهایش بود که ناگهان روی زمینی گلی پا گذاشت و لیز خورد؛ اما این پایان ماجرا نبود، زن بخت برگشته درست روی سیم برقی افتاد که زیر گل و لای باغ پنهان شده بود. سیم بریده شده بود و او بر اثر برق گرفتگی جان خود را از دست داد. پس از گذشت چند روز از خاکسپاری یوکت، خواهر 52 ساله او به باغ خواهرش رفته و برای جواب دادن به سوال همسایه ها در مورد چگونگی مرگ یوکت خواست صحنه را دوباره بازسازی کند که او هم لیز خورد و به وسیله همان سیم دچار برق گرفتگی شده و از دنیا رفت.

مرگ جان سخت

گریگوری راسپوتین یکی از مبلغان دینی روسی بود که ادعا می شود توانست با دعا و نیایش، فرزندش نیکلای دوم را که تمام پزشکان از درمان او ناامید شده بودند، شفا دهد و به همین خاطر در درباره شاه جایگاه خاصی پیدا کرد. مخالفان درصدد کشتن او برآمدند و برای این منظور ابتدا از پشت سر تیری به او شلیک کردند اما چون اثری نداشت سه بار دیگر به او شلیک کردند و او همچنان زنده بود. سپس با چماقی بزرگ بر سر او کوبیدند اما باز هم او زنده بود و در آخر به پای او سنگی بزرگ بسته و او را در رودخانه یخی نوا انداختند و به این ترتیب او براثر خفگی و سرما جان خود را از دست داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 14:51  توسط Bi3da  | 

ميراث

به دنیا آمدن و بزرگ شدن در خانوده اهل هنر، آرزوی بسیاری از افراد بوده و هست؛ کم نیستند افرادی که تصور می کنند اگر در خانواده هنرمندی به دنیا آمده بودند هنرمند بزرگی می شدند!
 

به نظر می رسد گرچه داشتن پدر و خانواده هنرمند همه چیز نیست، اما می تواند موجب پیشرفت سریعتر در زمینه هنر شود؛ جدا از این فرضیه موروثی بودن و خونی بودن هنر نیز همواره مطرح بوده است.

نمونه های بسیاری در این زمینه وجود دارد که وجود رابطه خونی و پدر و فرزندی در هنر را تقویت می کند. در موسیقی این رابطه بیشتر به چشم می آید: پسران ناظری، شجریان، و خواجه امیری که خود در سال های دور و دیر خوانندگان طراز اول موسیقی ایرانی بوده اند هر سه در حال حاضر در زمره خوانندگان یا موزیسن های برجسته نسل جوان به شمار می روند.

همچنین، در سایر هنر ها نیز مواردی وجود دارد که رابطه پدر و فرزندی موجب موروثی شدن هنر شده است؛ نادر مشایخی موزیسین شناخته شده ایرانی که در کارنامه هنری خود رهبری ارکستر سمفونیک تهران و اتریش را دارد فرزند علیرضا مشایخی بازیگر مشهور سینمای ایران است. نیز، مجید انتظامی که چندی پیش سمفونی صلح را ساخت و رهبری کرد، پسر بازیگر بزرگ ایرانی عزت الله انتظامی است.

در اینجا قصد داریم مواردی دیگر از پسرانی که پدری هنرمند داشته و راه وی را در هنر طی کرده اند برشماریم.

گفتنی است شما هم می توانید با درج نظرات خود در تکمیل این فهرست به ما کمک کنید.

Art Heritage

حافظ ناظری فرزند شهرام ناظری؛ وی نوازنده سه تار و دف و آهنگساز ایرانی است که دانش آموخته موسیقی از امریکاست. او تا کنون یک بار کاندید جایزه موسیقی گرمی برای آهنگسازی آلبوم شور رومی با صدای پدر خود شده است.

Art Heritage

آیین مشکاتیان پسر زنده یاد پرویز مشکاتیان؛ وی نوازنده سازهای کوبه است و چندی پیش همراه با گروه همنوازان حصار در کنار علی قمصری و همایون شجریان کنسرت موسیقی برگزار کرد.

Art Heritage

بهمن کیارستمی مستند ساز و تدوینگر سینما، فرزند عباس کیارستمی؛ وی تا کنون هفت فیلم مستند ساخته که مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است.

Art Heritage

عباس کیارستمی

Art Heritage

مجید انتظامی فرزند عزت الله انتظامی؛ او آهنگساز موسیقی فیلم، نوازنده ابوا و مدرس موسیقی است که در سال 89 به عنوان چهره ماندگار موسیقی مورد تقدیر قرار گفت.

Art Heritage

طهمورس پورناظری آهنگساز و نوازنده ایرانی فرزند کیخسرو پورناظری؛ آلبوم «پنهان چو دل» با آهنگسازی وی با صدای حمیدرضا نوربخش سال گذشته منتشر شد.

Art Heritage

امید لطفی نوازنده تار و سه تار فرزند محمدرضا لطفی؛ وی که از نوازندگان مدرن سه تار به شمار می رود هیچ گاه به طور مستقیم نزد پدر خود آموزش ندیده است اما بارها در کنار خانوده مادری خود (کامکارها) و نیز پدر خود به اجرای کنسرت در سراسر جهان پرداخته است.

Art Heritage

علی مصفا بازیگر سینما و تلوزیون فرزند مظاهر مصفا شاعر ادیب و استاد دانشگاه تهران؛ دکتر مظاهر مصفا یکی از برجسته ترین قصیده سرایان ایرانی بعد از ملک الشعرای بهار (محمدتقی بهار) است.

Art Heritage

هوشنگ، اردوان، ارسلان، اردشیر، بیژن، ارژنگ، پشنگ کامکار نوازندگان مشهور موسیقی سنتی فرزند حسن کامکار موزیسن ایرانی-کردی؛ حسن کامکار نوازنده ویلن و موسس گروه موسیقی کامکارها در سال 1340 اولین هنرستان موسیقی کردستان را با حمایت وزارت فرهنگ آن زمان تاسیس کرد و در حدود سالهای 46-47 توانست چهار گروه موسیقی تشکیل دهد.

Art Heritage

ایرج نوذری بازیگر و مجری تلوزیونی فرزند مرحوم منوچهر نوذری دوبلور و مجری قدیمی تلوزیون.

Art Heritage

ایرج نوذری متولد 7 اسفند 1342 فرزند منوچهر نوذری بازیگر و قهرمان کونگ فو می باشد او به زبان های سانسکریت، هندی، اردو، اسپانیایی، فرانسوی و انگلیسی مسلط است و هم اکنون ریاست امور بین الملل کونگ فوی ایران را بر عهده دارد.

Art Heritage

پولاد کیمیایی بازیگر جوان سینمای ایران فرزند مسعود کیمیایی؛ وی فعالیت های سینمایی خود را از 7 سالگی و با بازی در فیلم سرب به کارگردانی پدرش آغاز کرد و بعد از آن در فیلم های تجارت، ضیافت، سلطان، فریاد، اعتراض، سرباز های جمعه، حکم و رئیس ایفای نقش کرد. پولاد فیلم های دیگری چون صحنهٔ جرم ورود ممنوع و شمعی در باد را نیز در کارنامه خود دارد. وی در سال 1387 در سریال مرگ تدریجی یک رویا به کارگردانی فریدون جیرانی به ایفای نقش پرداخت که این اولین تجربهٔ پولاد کیمیایی در تلویزیون است.

Art Heritage

سال گذشته نیما و صبا در کنار پدر خود در گروه هم آوایان به اجرای برنامه پرداختند.

Art Heritage

صبا و نیما علیزاده نوازندگان رباب و کمانچه، پسران حسین علیزاده موسیقیدان شهیر موسیقی سنتی.

Art Heritage

نادر مشایخی موسیقیدان و رهبر ارکستر سمفونیک تهران فرزند علیرضا مشایخی بازیگر ایرانی.

Art Heritage

برزو ارجمند بازیگر سینما و تلوزیون پسر بازیگر سینما انوشیروان ارجمند. عموی وی داریوش ارجمند نیز بازیگر سینما و تلوزیون است.

Art Heritage

مرحوم کاوه گلستان عکاس خبری و هنری، فرزند ابراهیم گلستان، نویسنده و کارگردان ایرانی.

Art Heritage

همایون شجریان پسر محمد رضا شجریان خواننده موسیقی سنتی؛ وی برای اولین بار در آلبوم «زمستان است» در کنار پدر خود به عنوان خواننده مطرح شد و پس از چندی به طور مستقل به اجرای موسیقی و انتشار آلبوم پرداخت.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 14:44  توسط Bi3da  | 

كاپرفيلد ايراني

عارف غفوری پسری که هفته گذشته تیتر اول رسانه های ترکیه شد
 

در یکی از پربیننده ترین شبکه های تلویزیونی ترکیه برنامه بسیار جالبی به نام yetenek sizsiniz turkiye به صورت هفتگی در حال پخش میباشد.

این برنامه هر هفته از یکی از دانشگاههای ترکیه به روی آنتن میرود.

این برنامه به تمام کسانی که توانایی انجام کارهای خارق العاده و عجیب را دارند این امکان را داده است که بتوانند خلاقیت های بینظیر خود را به معرض نمایش بگذارند و در آخر نمایش 3 داور که از معروفترین مجریان و بازیگران و هنرمندان ترکیه هستند با رای (بله یا نه) به نمایش ارائه شده اظهار رای می کنند و اگر 2 رای موافق از 3 رای را بدست بیاورند به مرحله های بعدی این مسابقات صعود میکنند.

- در برنامه هفته گذشته عارف غفوری پسر ایرانی اهل ارومیه که در شهر آنکارا ترکیه در حال تحصیل می باشد با حضور در این برنامه به نمایش کارهای خارق العاده همچون بزرگترین شعبده باز جهان دیوید کاپرفیلد پرداخت.

 

- در نمایش اول عارف غفوری با نگاه خود میتواند یک قاشق را بشکند و قاشق دیگری را با ذهن خود به حالت خمیده در بیاورد که موجب شگفتی تمام حاضران در محل برگزاری این برنامه شد.

- در نمایش دوم عارف از داوران میخواهد تا از میان جمع حاضر 4 نفر را انتخاب کنند که به او در ادامه نمایش کمک کنند. عارف از جیب خود تعدادی کارت را بیرون میاورد که روی آنها اسامی چهره های معروف نوشته شده است و به یکی از دختران میگوید یکی از کارتها را از لای کارتها بکشد ولی اسم نوشته شده را نگوید و فقط در ذهن خودش مدام اسمی را که نوشته شده است تکرار کند و در این هنگام عارف با برداشتن یک قیچی یکی از کارتها را با مهارت تمام به شکل صاحب اسمی که روی کارت نوشته شده بود در می آورد - براد پیت - بدون اینکه از اسم انتخاب شده با خبر باشد. در این حین داوران اقرار به شوکه شدن میکنند و رضایت خود را اعلام میکنند که عارف به مراحل بعدی صعود کند.

- عارف در نمایش سوم یک بسته ورق بازی (پاسور) از روی میز برمیدارد و به داوران میگوید از بین کارتها یکی را نام ببرند. عارف از قبل که به محل برگزاری برنامه بیاید یکی از کارتها را در بین کارتها به صورت برعکس گذاشته بود که همان کارتی بود که داوران خود انتخاب میکنند. در این قسمت هست که مجری اصلی برنامه اقرار میکند در زندگیش هیچ وقت به اندازه الان شوکه نشده بود.

- در نمایش چهارم عارف از 4 نفری که از سوی داوران از میان جمع انتخاب شده بودند میخواهد تا 4 عدد هرکدام روی یک ورق بنویسند و در آخر اعداد نوشته شده را با هم جمع کنند. عارف یک پاکت سربسته دارد که میگوید قبل از آمدن به برنامه جواب مجموع این چهار عدد را در روی آن نوشته است و با باز شدن پاکت و آشکار شدن عدد نوشته شده در داخل پاکت تمام سالن برگزاری مبهوت این هنرنمایی جوان ایرانی میشوند.
احتمالا در مراحل بالاتر و فینال هم کسی نتواند به این اندازه داوران و تماشاگران را متحیر کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 14:40  توسط Bi3da  | 

آلبرت بعدي يك ايراني

دانشمند جوان ایرانی، با تصدی کرسی استادی دانشگاه پرینستون- جایگاهی که پس از انیشتین در اختیار فرد دیگری قرار داده نشد- دنیا را با این سوال مواجه کرده است که آیا انیشتین بعدی، یک ایرانی خواهد بود؟
 

 نیما ارکانی حامد در حال حاضر استاد دانشگاه هاروارد و دارای کرسی استادی در دانشگاه پرینستون است. این کرسی از سال 1933 تا 1955 در انحصار آلبرت انیشتن بوده است.

پس از اعلام نظریه عملکرد جهان ارکانی، از او دعوت شده که در طرح تونل شتاب دهنده سوئیس (LHC) که با هزینه بالغ بر 5 میلیارد دلار ساخته شده، رهبری آزمایش ها را بر عهده داشته باشد.

تلاش نظریه ابر ریسمان که اخیرا اعلام شده، در این است که توضیح دهد ذرات، کوچکترین ماده تشکیل دهنده مواد نیستند بلکه حلقه های مرتعشی که ریسمان نامیده می شوند، کوچکترین بخش به حساب می آیند.

دکتر ارکانی با تکمیل این نظریه عقیده دارد که این ریسمان ها در 11 بعد در حال ارتعاش هستند که ما فقط 3 بعد از آن را می توانیم مشاهده کنیم، وجود بعد دیگری هم به نام بعد زمان به اثبات رسیده و تا به امروز در مورد 7 بعد دیگر توضیح کاملی ارائه نشده است.

ارکانی به همراه دو فیزیک دان دیگر به نام های دیموپلوس (Dimopoulos) و والی(Dvali) در مورد این ابعاد نظریه ای ارائه کرده اند که می گوید این ابعاد بزرگتر از آن چیزی هستند که تاکنون تصور می شود و از آن جایی که تنها نیروی گرانش بر آنها اثر می گذارد، قابل دیدن نیستند.

تئوری دکتر ارکانی که به همراه دو فیزیکدان دیگر معرفی شده به عنوان مدل (Arkani-Dvali-Dimopoulos)

ADD شناخته می شود.

اکنون ارکانی و همکارانش امیدوارند بتوانند به کمک شتاب دهنده هاردن (LHC) مدل خود را اثبات کنند. اثبات این نظریه می تواند تحول بسیار بزرگی در فیزیک ذرات به وجود بیاورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 14:34  توسط Bi3da  |